

يا حسن! صبر چون پدر كردي
حفظ دين پيامبر كردي
مشت نابسته ي معاويه را
در بر خلق بازتر كردي
شجر نور را ثمر دادي
نخل دين را تو بارور كردي
پيش تر از قيام كرببلا
تو به پا نهضتي دگر كردي
به محرّم حيات بخشيدي
به ماه صفر سفر كردي
ملك توحيد ، خانه ي غم شد ----- صفر از ماتمت محرّم شد
قرار نیست جمعه باشد از تو بنویسم یا سه شنبه ،دل است دیگر کاریش نمی شود کرد بهانه می گیرد نه اینکه خودم بخواهم تو میخوانی مرا هر لحظه حواست به من هست و من بجای محو ، رد نگاهت می شوم .باید بدانم علتش را اما نمیخواهم چرا که شرمندگی نمی گذارد و من مغرور از این احساس دور میزنم خودم را آنقدر که غرق همهمه ها شوم .بگذار از ته مانده وجدانم برایت خرج کنم ،از منی که هر روز دلم تا آن کودک چند روزه که به جرم شیعه بودن کشته می شود، می بینی و نمی آیی؟ اگر قرار است برگردیم به دوران هزار و چهار صد و ...که نخواستند آلی از پیغمبر (ص) باقی بماند ودست به یک هلوکاست عظیم زدند و از کُشته شیعه ، پُشته ساختند از وجب به وجب سرزمین من بگیر که پر از بقاع امام زاده هاست تا مناطق شیعه نشین اعراب و اذربایجان کسی نخواهد ماند.دیگر کار از تقیه هم گذشته است از پیشانی ها میخوانند تربت حسین (ع) را و با گلوله های سربی فرق می شکافند. آن روز محسن (س) را شش ماهه به قتل رساندند، علی اصغر (س) را هم شش ماهه سر را از بدنش جدا کردند ،کودکان را در حد مرگ زدند که جان دادند ؛ حال همان رویه به تصویر کشیده می شود.خط و نشان کشیدنهای سیاسی را کنار گذاشته و عملا دست به کشتار می زنند و می گویند شیعه باید کُشته شود حال بخواهد شیعه عراق باشد یا بحرین !پاکستانی یا امریکای لاتین چه فرقی می کند شیعه ، شیعه است جنسش با بقیه فرق می کند چرا که اسم اعظم خدا "علی" را به زبان می آورد.این سگان هر کسی که بوی حسین (ع) به خود دارد را می کُشند.صورت مسئله این دنیا شیعه است وچون جوابی برایش ندارندو میدانند که "حکومت عدالت گستر علی" قرار است دوباره با دستان تو پا بگیرد از انواع سیاستهای اموی و ابوسفیانی برای مرگ تدریجی تا بهمبهای خوشه ای و گازهای سمی به پاکش کردنش روی آوردند.اینجا جز دستان زخمی علمدار کسی نیست بخواهد بایستد و خودش را سپر مشک اسلام و انقلاب نه در ایران بلکه جهان کند تا مولایش انکسر ظهری را به آسمان نبرد.اینجا گرگها همه درکمین نشسته اند و حرمله با قلمهای سه شعبه چشمان علمدار را نه یک بار بلکه به اندازه سی و چند سال نشانه گرفته و حال این جان ناقص و اندک آبرویی که تقدیم تو خواهد شد ؛چرا که دیگر بجای سنگ ، سگها را رها کرده اند.
ضجه نوشت:
می بینی و می گویم دارد دیر می شود آقا ...

یا زهرا (س) ./

خیلی ها برایش حلوا پخش کردند و از خدماتش به تاریخ گفتند.
خیلی ها عکس هایشان را برایش تغییر دادند و ساعت ها به احترامش سکوت کردند.
خیلی ها مسلمانیش را ثابت کردند و بعضی ها در وصفش حدیث ها گفتند.
خبر مرگش آنقدر سر رسانه ها را شلوغ کرد که همه ی بیداری های اسلامی و غیر اسلامی و مردم سومالی و بحرین و شاخ آفریقا و آمریکا به دست فراموشی سپرده شد.
و چه روزنامه ها که تیترهایشان را٬ و چه مجله ها که پوسترهایشان را صرف او نکردند.

اما این روز ها ٬ روزهای مردی گم نام است که گمنامی اش فقط مربوط به دوران حیاتش نمی شد...
این روز ها روزگار٬ " سردار عالي قدر، دانشمند برجسته و پارساي بي ادعا، سردار حسن مقدم" را از دست داده است.
روزگار ما مانده است و چند تیزر تلوزیونی٬
چند مراسم نمادین دولتی٬
و چند بنر خیابانی٬
و مایی که سرگیجه٬ گاوگیجه٬ و یا خفه خون گرفته ایم!
و نشسته ایم تا قهرمان مان را تروریست بخوانند و ...
بگذریم...
چه خبر از قیمت طلا ؟
در گمنامی هم مشترکیم ای شهید تو پلاکت را گم کرده ای من هویتم را

آرام بخواب برادرم باز هم کبوترها عاشق میشوند
دخترم! مادرت منتظره دارم می رم...

بابا جون اشک چشات عالمی رو غرق می کنه
خنده های امشبت با هر شبت فرق می کنه
من ندیدم که یه بار کنار سفره سیر بشی
بابا جون کشتی منو بگو چرا آه می کشی
...
دخترم دخترم جون بابا غصه هاتو کنار بذار
همه ی دلشورتو برای کربلا بذار
حسنین علیهم السلام دستان مولای متقیان رو گرفته بودند که :
بذارید خودم برم دستامو هیچ کس نگیره
اگه این جوری منو ببینه زینب می میره
اگه زینب بمیره کی سپر سنگا می شه
کی می خواد توکربلا هم ناله ی زهرا بشه...

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم
درره عشق جگر دارتر از صد مردیم
هرزمان بوی خمینی به سر افتد مارا
دور سید علی خامنه ای میگردیم