تبليغاتX
شهیدان زنده اند الله اکبر -- khameneie---
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَلِيلَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَفِيَّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَحْمَةَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نَجِيبَ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَاتَمَ النَّبِيِّينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَيِّدَ الْمُرْسَلِينَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَاقَائِمابِالْقِسْطِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا فَاتِحَ الْخَيْرِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَامَعْدِنَ الْوَحْيِ وَالتَّنْزِيلِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَامُبَلِّغا عَنِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا السِّرَاجُ الْمُنِيرُ،اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَلِّغْ رُوحَ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فِي سَاعَتِي هَذِهِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ تَحِيَّةً مِنِّي وَ سَلاما وَ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ تَسْلِيمِي عَلَيْكَ. يا رَبَّ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَ آلِ مُحَمَّدٍ.

نوشته شده توسط گمنام در یکشنبه دوم بهمن 1390 |

 يا حسن! صبر چون پدر كردي
حفظ دين پيامبر كردي
مشت نابسته ي معاويه را
در بر خلق بازتر كردي
شجر نور را ثمر دادي
نخل دين را تو بارور كردي
پيش تر از قيام كرببلا
تو به پا نهضتي دگر كردي
به محرّم حيات بخشيدي
به ماه صفر سفر كردي
ملك توحيد ، خانه ي غم شد     -----         صفر از ماتمت محرّم شد

نوشته شده توسط گمنام در یکشنبه دوم بهمن 1390 |

قرار نیست جمعه باشد از تو بنویسم یا سه شنبه ،دل است دیگر کاریش نمی شود کرد بهانه می گیرد نه اینکه خودم بخواهم تو میخوانی مرا هر لحظه حواست به من هست و من بجای محو ، رد نگاهت می شوم .باید بدانم علتش را اما نمیخواهم چرا که شرمندگی نمی گذارد و من مغرور از این احساس دور میزنم خودم را آنقدر که غرق همهمه ها شوم .بگذار از ته مانده وجدانم برایت خرج کنم ،از منی که هر روز دلم تا آن کودک چند روزه که به جرم شیعه بودن کشته می شود، می بینی و نمی آیی؟ اگر قرار است برگردیم به دوران هزار و چهار صد و ...که نخواستند آلی  از پیغمبر (ص) باقی بماند ودست به یک هلوکاست عظیم زدند و از کُشته شیعه ، پُشته ساختند از وجب به وجب سرزمین من بگیر که پر از بقاع امام زاده هاست تا مناطق شیعه نشین اعراب و اذربایجان کسی نخواهد ماند.دیگر کار از تقیه هم گذشته است از پیشانی ها میخوانند تربت حسین (ع) را و با گلوله های سربی فرق می شکافند. آن روز محسن (س) را شش ماهه به قتل رساندند، علی اصغر (س) را هم شش ماهه سر را از بدنش جدا کردند ،کودکان را در حد مرگ زدند که جان دادند ؛ حال همان رویه به تصویر کشیده می شود.خط و نشان کشیدنهای سیاسی را کنار گذاشته و عملا دست به کشتار می زنند و می گویند شیعه باید کُشته شود حال بخواهد شیعه عراق باشد یا بحرین !پاکستانی یا امریکای لاتین چه فرقی می کند شیعه ، شیعه است جنسش با بقیه فرق می کند چرا که اسم اعظم خدا "علی" را به زبان می آورد.این سگان هر کسی که بوی حسین (ع) به خود دارد را می کُشند.صورت مسئله این دنیا شیعه است وچون جوابی برایش ندارندو میدانند که "حکومت عدالت گستر علی" قرار است دوباره با دستان تو پا بگیرد از انواع سیاستهای اموی و ابوسفیانی برای مرگ تدریجی تا بهمبهای خوشه ای و گازهای سمی به پاکش کردنش روی آوردند.اینجا جز دستان زخمی علمدار کسی نیست بخواهد بایستد و خودش را سپر مشک اسلام و انقلاب نه در ایران بلکه جهان کند تا مولایش انکسر ظهری را به آسمان نبرد.اینجا گرگها همه درکمین نشسته اند و حرمله با قلمهای سه شعبه چشمان علمدار را نه یک بار بلکه به اندازه سی و چند سال نشانه گرفته و حال این جان ناقص و اندک آبرویی که تقدیم تو خواهد شد ؛چرا که دیگر بجای سنگ ، سگها را رها کرده اند.

ضجه نوشت:

می بینی و می گویم دارد دیر می شود آقا ...


یا زهرا (س) ./

نوشته شده توسط گمنام در دوشنبه پنجم دی 1390 |
بسيج، يكى از معجزات انقلاب و از كارهاى عظيمى بود كه امام بزرگوار ما با آن ديد و بصيرت نافذ و تدبير حكيمانه‌ى الهى، اين نهال برومند و پُرثمر و مبارك را به وجود آورد.بسيج به عنوان يك حادثه‌ى بديع و بى‌نظير در مجموعه‌ى حوادث انقلاب، بايد مورد توجه قرار بگيرد.

«بسيج مدرسه‌ى عشق است»، «مكتب شاهدان و شهيدان گمنام است»، «بسيج لشكر مخلص خداست»؛ اينها تعبيرات امام بزرگوار است. اين نشانه‌ى درست شناختن نياز اين كشور و اين ملت و اين نظام است در حال و آينده؛ اين يك چيزى است كه هميشه به آن احتياج است؛ پنجاه سال ديگر هم همين نياز وجود دارد.

امروز بسيج ما در زمينه‌ى علم، در زمينه‌ى ابتكار، در زمينه‌ى نوآورى، پيشرو است.
هم افتخار ميكرد. امامِ با آن عظمت، ميگفت من افتخارم اين است كه يك بسيجى‌ام.

بسيج، حركت برخاسته‌ى از ايمان، از عشق، از اعتماد به نفس و توأم با ابتكار است.

بنابراين منطقه‌اى كه ما نام بسيج را بر آن اطلاق ميكنيم و روحيه‌ى بسيجى را در آن گسترش ميدهيم، يك منطقه‌ى محدود نيست، فقط منطقه‌ى نظامى نيست؛ همه‌ى بخشهاى كشور ميتوانند داراى روحيه‌ى بسيجى باشند. علم‌آموزى بسيجى، ثروت‌اندوزى بسيجى، ديپلماسى بسيجى، سياست‌ورزى بسيجى، مديريت بسيجى، سازماندهى بسيجى؛ مفهوم بسيج شامل حال همه‌ى اين زمينه‌ها ميشود؛ معنايش هم عبارت است از نوآورى و ابتكار و اخلاص.
پايه‌ى اصلى كار بسيجى، اخلاص است. «گمنام»، از جمله‌ى تعبيرات امام است: «مكتب شاهدان و شهيدان گمنام». گمنام يعنى دنبال نام و نشان نبودن.بسيج يك حركت گسترده مردمی و دربر گيرنده همه اقوام و اصناف گوناگون در همه سطوح مختلف فكری اعم از زن و مرد، حقيقتی شبيه افسانه ها می باشد كه برای جوانان شورآفرين، برای دوستان اميدآفرين و برای دشمنان بيم آفرين است.
بسيج يك مجموعه‌ى منتظمِ سازمان‌يافته‌ى داراى هدف است.
بسيج، بسيج دلهاست؛ بسيج جانهاست؛ بسيج عواطف است؛ بسيج اعتقادات و ايمانهاست.
نوشته شده توسط گمنام در یکشنبه ششم آذر 1390 |
یادمه استیو جابز که مرد٬ خیلی ها برایش در نت مجلس ختم گرفتند.

خیلی ها برایش حلوا پخش کردند و از خدماتش به تاریخ گفتند.

خیلی ها عکس هایشان را برایش تغییر دادند و ساعت ها به احترامش سکوت کردند.

خیلی ها مسلمانیش را ثابت کردند و بعضی ها در وصفش حدیث ها گفتند.

خبر مرگش آنقدر سر رسانه ها را شلوغ کرد که همه ی بیداری های اسلامی و غیر اسلامی و مردم سومالی و بحرین و شاخ آفریقا و آمریکا به دست فراموشی سپرده شد.

و چه روزنامه ها که تیترهایشان را٬ و چه مجله ها که پوسترهایشان را صرف او نکردند.

      

اما این روز ها ٬ روزهای مردی گم نام است که گمنامی اش فقط مربوط به دوران حیاتش نمی شد...

این روز ها روزگار٬ " سردار عالي قدر، دانشمند برجسته و پارساي بي ادعا، سردار حسن مقدم" را از دست داده است.

روزگار ما مانده است و چند تیزر تلوزیونی٬
چند مراسم نمادین دولتی٬
و چند بنر خیابانی٬

و مایی که سرگیجه٬ گاوگیجه٬ و یا خفه خون گرفته ایم!
و نشسته ایم تا قهرمان مان را تروریست بخوانند و ...

بگذریم...

چه خبر از قیمت طلا ؟

 

نوشته شده توسط گمنام در چهارشنبه دوم آذر 1390 |
گریه می کرد، داد مــــی زد
می گفت: می خوام صورت برادرم را ببوسم...

اجازه نمی دادند!

یکی اومد و گفت: خواهرشه، عیبی نداره، بذارید ببوسه خب

گفتند: نمی شود، اصرار نکنید

با ناله و گریه التماس می کرد و گفت: چرا نمی ذارید، من خواهرشم، می فهمید؟!
خواهرشم...


گفتند تشریف بیارید ببنید:


http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/makarem007/50.JPG

این شهـــید سـر ندارد...
نوشته شده توسط گمنام در چهارشنبه هجدهم آبان 1390 |

در گمنامی هم مشترکیم ای شهید    تو پلاکت را گم کرده ای من هویتم را

 

آرام بخواب برادرم باز هم کبوترها عاشق میشوند

نوشته شده توسط گمنام در پنجشنبه سی و یکم شهریور 1390 |

دخترم! مادرت منتظره دارم می رم...

 

بابا جون اشک چشات عالمی رو غرق می کنه

خنده های  امشبت  با  هر شبت فرق می کنه

من ندیدم که یه بار کنار سفره سیر بشی

بابا جون کشتی منو بگو چرا آه می کشی

...

دخترم دخترم جون بابا غصه هاتو کنار بذار

همه ی دلشورتو  برای  کربلا بذار

حسنین علیهم السلام دستان مولای متقیان رو گرفته بودند که :


بذارید خودم برم دستامو هیچ کس نگیره
اگه این جوری منو ببینه زینب می میره


اگه زینب بمیره کی سپر سنگا می شه
کی می خواد توکربلا هم ناله ی زهرا بشه...


دریافت کد مداحی جواد مقدم(بابا جون)

دانلود مداحی (بابا جون)

نوشته شده توسط گمنام در یکشنبه سی ام مرداد 1390 |
فدای رهبر

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم

  درره عشق جگر دارتر از صد مردیم

هرزمان بوی خمینی به سر افتد مارا

                               دور سید علی خامنه ای میگردیم

نوشته شده توسط گمنام در یکشنبه سی ام مرداد 1390 |

تاثیر دانشگاه روی بعضیها فکر نکنید ما رو کسی نمی تونه تغییر بده

بدون شرح

نوشته شده توسط گمنام در یکشنبه سی ام مرداد 1390 |

Get Flash Code